بازگشت به عشق در روابط | ساختن رابطه ای سالم و ماندگار

بازگشت به عشق در روابط | ساختن رابطه ای سالم و ماندگار

12.000.000 تومان

توضیحات

بسم الله الرحمان الرحیم.

رابطه های سالم از رابطه انسان با خودش آغاز میشوند. در دوره بازگشت به عشق در روابط، قوانین ثابت خداوند را برای ساختن رابطه هایی سرشار از عشق، احترام و آرامش می آموزی.

گاهی انسان فکر میکند مشکل زندگی اش، آدم هایی هستند که وارد مسیرش شده اند.

گاهی تصور میکند اگر همسرش تغییر کند، اگر خانواده اش او را بهتر درک کنند، اگر دوستانش مهربان تر باشند یا اگر انسان مناسب تری وارد زندگی اش شود، بالاخره آرامشی را که همیشه دنبالش بوده تجربه خواهد کرد.

اما آیا واقعا مسئله همین است؟

اگر فقط دیگران دلیل ناراحتی های ما باشند، پس چرا بعضی انسان ها حتی در بهترین رابطه ها نیز احساس تنهایی، دلخوری و کمبود میکنند؟

و چرا بعضی دیگر، حتی در سخت ترین شرایط، رابطه هایی سرشار از احترام، آرامش و رشد میسازند؟

سالهاست که درباره قوانین ثابت خداوند در هستی مطالعه، تحقیق و آموزش میدهم و هرچه بیشتر در این مسیر پیش رفته ام، بیشتر به یک حقیقت رسیده ام.

کیفیت رابطه های بیرونی ما، پیش از آنکه به رفتار دیگران وابسته باشد، بازتاب کیفیت رابطه ما با خودمان است.

اگر این رابطه درونی، سرشار از احترام، عشق، آرامش و آگاهی باشد، نگاه ما به انسان ها نیز تغییر میکند.

اما اگر رابطه ما با خودمان پر از سرزنش، کمبود، قضاوت و نادیده گرفتن باشد، دیر یا زود همان احساس ها را در رابطه با دیگران نیز تجربه خواهیم کرد.

به همین دلیل، این دوره از جایی آغاز میشود که شاید کمتر کسی درباره آن صحبت کرده باشد.

از رابطه ای که هر لحظه با خودت داری. از همان رابطه ای که ریشه تمام رابطه های دیگر زندگی توست.

چرا بسیاری از رابطه ها به مرور از عشق فاصله میگیرند؟

تقریبا همه رابطه ها با امید آغاز میشوند. انسان ها با شوق کنار یکدیگر قرار میگیرند. به آینده فکر میکنند. برای هم آرزو میسازند.

و باور دارند که این رابطه میتواند تا سالها سرشار از صمیمیت و شادی باقی بماند.

اما چه میشود که بسیاری از همین رابطه ها، آرام آرام رنگ خود را از دست میدهند؟

چه میشود که گفتگویی که روزی با لبخند آغاز میشد، جای خود را به سکوت، دلخوری و فاصله میدهد؟

من باور دارم پاسخ این سوال را باید در قوانین هستی جستجو کرد، نه در مقصر دانستن این یا آن انسان.

بسیاری از ما، بدون آنکه متوجه باشیم، با کوله باری از باورهای قدیمی وارد رابطه میشویم.

باورهایی که شاید سالها پیش، در کودکی، از خانواده، جامعه یا تجربه های گذشته آموخته ایم.

گاهی بدون اینکه خودمان بدانیم، درباره مردها قضاوت هایی از قبل ساخته ایم.

درباره زن ها. درباره خانواده ها. درباره شهرها. درباره فرهنگ ها. و حتی درباره خودمان.

بعد با همین برچسب ها وارد رابطه میشویم. دیگر انسان مقابل را همان گونه که هست نمیبینیم.

او را از پشت باورهای خودمان تماشا میکنیم. از پشت ترس هایمان. از پشت خاطره های گذشته.

از پشت قضاوت هایی که شاید هیچ ارتباطی با او نداشته باشند. آیا در چنین شرایطی میتوان یک رابطه شفاف و صادقانه ساخت؟ طبیعی است که نه.

زیرا هر زمان میان دو انسان، دیواری از پیش داوری ها قرار بگیرد، حقیقت رابطه نیز پشت همان دیوار پنهان میشود اما مسئله فقط این نیست.

اتفاق مهم تری نیز رخ میدهد. آرام آرام، توجه ما از خودمان جدا میشود و به طور کامل روی انسان مقابل قرار میگیرد.

دیگر به جای اینکه از خودمان بپرسیم «امروز چگونه میتوانم رابطه بهتری با خودم داشته باشم؟»، مدام از خود میپرسیم:

او چرا این حرف را زد؟

چرا آن طور رفتار کرد؟

چرا بیشتر به من توجه نمیکند؟

چرا مرا آن گونه که انتظار دارم دوست ندارد؟

و درست از همین نقطه، رابطه از مسیر طبیعی خود خارج میشود.

زیرا ما به جای ساختن درون خود، تمام نیروی زندگی مان را صرف تغییر دادن دیگری میکنیم.

کم کم انتظارها بیشتر میشود.

دلخوری ها بیشتر میشود.

وابستگی آرام آرام جای عشق را میگیرد.

و رابطه ای که میتوانست محل رشد دو انسان باشد، به میدان اثبات، توقع، رنجش و خستگی تبدیل میشود.

در تمام سالهایی که با انسان های مختلف گفتگو کرده ام، بارها دیده ام که ریشه بسیاری از این دردها، یک موضوع مشترک بوده است.

ما خودمان را فراموش کرده ایم.

آنقدر به فکر دیده شدن از سوی دیگران بوده ایم که خودمان، خودمان را ندیده ایم.

آنقدر برای دریافت محبت تلاش کرده ایم که یادمان رفته ابتدا باید با خودمان مهربان باشیم.

آنقدر نگران قضاوت دیگران شده ایم که دیگر صدای حقیقت درون خود را نشنیده ایم.

در حالی که خداوند، قانون دیگری را در هستی قرار داده است.

قانونی که میگوید هر رابطه سالمی، ابتدا باید در درون انسان شکل بگیرد.

انسانی که با خودش در صلح است، نیازی ندارد برای نگه داشتن یک رابطه، عزت و آرامش خود را قربانی کند.

او محبت میکند، اما باج نمیدهد.

عشق میورزد، اما وابسته نمیشود.

احترام میگذارد، اما احترام خود را از دست نمیدهد.

و درست از همین جاست که رابطه، دوباره به معنای واقعی خود بازمیگردد.

این همان نقطه ای است که دوره «بازگشت به عشق در روابط» از آن آغاز میشود؛ سفری برای بازسازی مهمترین رابطه زندگی، یعنی رابطه تو با خودت، تا تمام رابطه های بیرونی ات نیز رنگ تازه ای از عشق، احترام و آگاهی بگیرند.

در دوره «بازگشت به عشق در روابط» چه چیزی در انتظار توست؟

این دوره برای آن ساخته نشده است که به تو یاد بدهد چگونه دیگران را تغییر بدهی.

هدف آن این نیست که راهی پیدا کنیم تا انسان های اطرافمان مطابق میل ما رفتار کنند.

زیرا من باور دارم هر زمان تمام توجه انسان صرف تغییر دیگران شود، از مهمترین مسئولیت زندگی خود فاصله میگیرد.

این دوره، دعوتی است برای بازگشت.

بازگشت به خودت.

بازگشت به رابطه ای که اگر اصلاح شود، آرام آرام تمام رابطه های دیگر نیز رنگ تازه ای به خود خواهند گرفت.

در طول این ۱۵ جلسه، درباره قوانینی صحبت میکنیم که اگر آنها را بشناسی و در زندگی خود به کار بگیری، نگاهت به روابط برای همیشه تغییر خواهد کرد.

با هم بررسی میکنیم که چرا انسان ها گاهی به جای عشق، وابستگی را تجربه میکنند.

چرا بعضی رابطه ها به جای اینکه محل آرامش باشند، به منبع اضطراب تبدیل میشوند.

چرا گاهی آنقدر خودمان را صرف یک رابطه میکنیم که دیگر چیزی از خودمان باقی نمیماند.

و مهمتر از همه، چگونه میتوان دوباره رابطه را به جایگاه واقعی خودش بازگرداند.

یکی از موضوعات مهم این دوره، شناخت دگرپردازی در روابط است.

بسیاری از ما، بدون آنکه متوجه باشیم، انسان مقابل را همان گونه که هست نمیبینیم.

او را از پشت باورها، خاطره ها، تجربه های گذشته و قضاوت های ذهن خود تماشا میکنیم.

گاهی حتی پیش از آنکه کسی را بشناسیم، درباره او تصمیم گرفته ایم.

برچسب زده ایم.

قضاوت کرده ایم.

و بعد انتظار داریم رابطه ای شفاف، صادقانه و سرشار از اعتماد شکل بگیرد.

در حالی که رابطه سالم، تنها زمانی متولد میشود که انسان ها بتوانند یکدیگر را بدون زندانی کردن در قضاوت های ذهنی ببینند.

در این مسیر، درباره وابستگی نیز با هم گفتگو میکنیم.

وابستگی، نشانه عشق نیست.

وابستگی یعنی اینکه آرامش من، ارزشمندی من و احساس خوب من، به حضور یا رفتار انسان دیگری گره بخورد.

در چنین شرایطی، انسان کم کم شروع به باج دادن میکند.

از خواسته های خود میگذرد.

برای اینکه رابطه را از دست ندهد، خودش را نادیده میگیرد.

گاهی سکوت میکند، در حالی که دلش پر از حرف است.

گاهی میبخشد، نه از روی عشق، بلکه از ترس تنها ماندن.

گاهی آنقدر خودش را خرج دیگران میکند که دیگر فرصتی برای ساختن زندگی خودش باقی نمیماند.

اما خداوند، انسان را برای چنین رابطه ای نیافریده است.

رابطه قرار است محل رشد باشد، نه اسارت.

قرار است انسان ها در کنار یکدیگر شکوفا شوند، نه اینکه یکی، دلیل خاموش شدن دیگری باشد.

در این دوره، بارها به مهمترین رابطه زندگی بازمیگردیم؛ رابطه تو با خودت.

زیرا انسانی که خودش را دوست دارد، نیازی ندارد محبت را گدایی کند.

انسانی که برای خودش احترام قائل است، عزت خود را معامله نمیکند.

انسانی که ارزش وجودش را میشناسد، برای نگه داشتن هیچ رابطه ای، خود واقعی اش را پنهان نمیکند.

و چنین انسانی، عشق را تجربه میکند؛ نه وابستگی را.

این دوره مناسب چه کسانی است؟

اگر احساس میکنی رابطه هایت بارها به نقطه ای مشابه رسیده اند…

اگر از تکرار دلخوری ها، سوءتفاهم ها و وابستگی های عاطفی خسته شده ای…

اگر میخواهی رابطه ای بسازی که سالها بعد نیز زنده، شاداب و سرشار از احترام باقی بماند…

اگر دوست داری قبل از تغییر دادن دیگران، خودت را عمیق تر بشناسی…

و اگر باور داری که خداوند جهان را بر پایه قوانین ثابت اداره میکند و روابط نیز از این قانون مستثنا نیستند…

این دوره میتواند همراه ارزشمندی برای تو باشد.

این ۱۵ جلسه، مجموعه ای از تکنیک های زودگذر نیست.

دعوتی است برای تغییر نگاه.

زیرا من ایمان دارم هر زمان نگاه انسان تغییر کند، انتخاب های او نیز تغییر میکنند.

وقتی انتخاب ها تغییر کنند، رفتارها تغییر میکنند.

و وقتی رفتارها بر پایه قانون شکل بگیرند، رابطه ها نیز آرام آرام دگرگون میشوند.

شاید امروز بهترین زمان باشد که به جای انتظار برای تغییر دیگران، ساختن رابطه ای تازه را از درون خود آغاز کنی.

دوره بازگشت به عشق در روابط  دعوتی است برای بازگشت به همان جایی که عشق واقعی از آن آغاز میشود؛ یعنی رابطه تو با خودت.

من با تمام وجود باور دارم هر انسانی که این رابطه را با آگاهی، احترام و عشق بسازد، نه تنها زندگی آرام تری را تجربه خواهد کرد، بلکه به الگویی برای ساختن رابطه های سالم، آزاد و رشددهنده در خانواده، دوستی، ازدواج و تمام ابعاد زندگی تبدیل خواهد شد.

شاید زیباترین هدیه ای که بتوانی به خودت و انسان های اطرافت بدهی، همین باشد؛ اینکه از امروز، رابطه را نه بر پایه ترس، وابستگی و انتظار، بلکه بر پایه آگاهی، آزادی، احترام و عشق بنا کنی.

 

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

توضیحات

بسم الله الرحمان الرحیم.

رابطه های سالم از رابطه انسان با خودش آغاز میشوند. در دوره بازگشت به عشق در روابط، قوانین ثابت خداوند را برای ساختن رابطه هایی سرشار از عشق، احترام و آرامش می آموزی.

گاهی انسان فکر میکند مشکل زندگی اش، آدم هایی هستند که وارد مسیرش شده اند.

گاهی تصور میکند اگر همسرش تغییر کند، اگر خانواده اش او را بهتر درک کنند، اگر دوستانش مهربان تر باشند یا اگر انسان مناسب تری وارد زندگی اش شود، بالاخره آرامشی را که همیشه دنبالش بوده تجربه خواهد کرد.

اما آیا واقعا مسئله همین است؟

اگر فقط دیگران دلیل ناراحتی های ما باشند، پس چرا بعضی انسان ها حتی در بهترین رابطه ها نیز احساس تنهایی، دلخوری و کمبود میکنند؟

و چرا بعضی دیگر، حتی در سخت ترین شرایط، رابطه هایی سرشار از احترام، آرامش و رشد میسازند؟

سالهاست که درباره قوانین ثابت خداوند در هستی مطالعه، تحقیق و آموزش میدهم و هرچه بیشتر در این مسیر پیش رفته ام، بیشتر به یک حقیقت رسیده ام.

کیفیت رابطه های بیرونی ما، پیش از آنکه به رفتار دیگران وابسته باشد، بازتاب کیفیت رابطه ما با خودمان است.

اگر این رابطه درونی، سرشار از احترام، عشق، آرامش و آگاهی باشد، نگاه ما به انسان ها نیز تغییر میکند.

اما اگر رابطه ما با خودمان پر از سرزنش، کمبود، قضاوت و نادیده گرفتن باشد، دیر یا زود همان احساس ها را در رابطه با دیگران نیز تجربه خواهیم کرد.

به همین دلیل، این دوره از جایی آغاز میشود که شاید کمتر کسی درباره آن صحبت کرده باشد.

از رابطه ای که هر لحظه با خودت داری. از همان رابطه ای که ریشه تمام رابطه های دیگر زندگی توست.

چرا بسیاری از رابطه ها به مرور از عشق فاصله میگیرند؟

تقریبا همه رابطه ها با امید آغاز میشوند. انسان ها با شوق کنار یکدیگر قرار میگیرند. به آینده فکر میکنند. برای هم آرزو میسازند.

و باور دارند که این رابطه میتواند تا سالها سرشار از صمیمیت و شادی باقی بماند.

اما چه میشود که بسیاری از همین رابطه ها، آرام آرام رنگ خود را از دست میدهند؟

چه میشود که گفتگویی که روزی با لبخند آغاز میشد، جای خود را به سکوت، دلخوری و فاصله میدهد؟

من باور دارم پاسخ این سوال را باید در قوانین هستی جستجو کرد، نه در مقصر دانستن این یا آن انسان.

بسیاری از ما، بدون آنکه متوجه باشیم، با کوله باری از باورهای قدیمی وارد رابطه میشویم.

باورهایی که شاید سالها پیش، در کودکی، از خانواده، جامعه یا تجربه های گذشته آموخته ایم.

گاهی بدون اینکه خودمان بدانیم، درباره مردها قضاوت هایی از قبل ساخته ایم.

درباره زن ها. درباره خانواده ها. درباره شهرها. درباره فرهنگ ها. و حتی درباره خودمان.

بعد با همین برچسب ها وارد رابطه میشویم. دیگر انسان مقابل را همان گونه که هست نمیبینیم.

او را از پشت باورهای خودمان تماشا میکنیم. از پشت ترس هایمان. از پشت خاطره های گذشته.

از پشت قضاوت هایی که شاید هیچ ارتباطی با او نداشته باشند. آیا در چنین شرایطی میتوان یک رابطه شفاف و صادقانه ساخت؟ طبیعی است که نه.

زیرا هر زمان میان دو انسان، دیواری از پیش داوری ها قرار بگیرد، حقیقت رابطه نیز پشت همان دیوار پنهان میشود اما مسئله فقط این نیست.

اتفاق مهم تری نیز رخ میدهد. آرام آرام، توجه ما از خودمان جدا میشود و به طور کامل روی انسان مقابل قرار میگیرد.

دیگر به جای اینکه از خودمان بپرسیم «امروز چگونه میتوانم رابطه بهتری با خودم داشته باشم؟»، مدام از خود میپرسیم:

او چرا این حرف را زد؟

چرا آن طور رفتار کرد؟

چرا بیشتر به من توجه نمیکند؟

چرا مرا آن گونه که انتظار دارم دوست ندارد؟

و درست از همین نقطه، رابطه از مسیر طبیعی خود خارج میشود.

زیرا ما به جای ساختن درون خود، تمام نیروی زندگی مان را صرف تغییر دادن دیگری میکنیم.

کم کم انتظارها بیشتر میشود.

دلخوری ها بیشتر میشود.

وابستگی آرام آرام جای عشق را میگیرد.

و رابطه ای که میتوانست محل رشد دو انسان باشد، به میدان اثبات، توقع، رنجش و خستگی تبدیل میشود.

در تمام سالهایی که با انسان های مختلف گفتگو کرده ام، بارها دیده ام که ریشه بسیاری از این دردها، یک موضوع مشترک بوده است.

ما خودمان را فراموش کرده ایم.

آنقدر به فکر دیده شدن از سوی دیگران بوده ایم که خودمان، خودمان را ندیده ایم.

آنقدر برای دریافت محبت تلاش کرده ایم که یادمان رفته ابتدا باید با خودمان مهربان باشیم.

آنقدر نگران قضاوت دیگران شده ایم که دیگر صدای حقیقت درون خود را نشنیده ایم.

در حالی که خداوند، قانون دیگری را در هستی قرار داده است.

قانونی که میگوید هر رابطه سالمی، ابتدا باید در درون انسان شکل بگیرد.

انسانی که با خودش در صلح است، نیازی ندارد برای نگه داشتن یک رابطه، عزت و آرامش خود را قربانی کند.

او محبت میکند، اما باج نمیدهد.

عشق میورزد، اما وابسته نمیشود.

احترام میگذارد، اما احترام خود را از دست نمیدهد.

و درست از همین جاست که رابطه، دوباره به معنای واقعی خود بازمیگردد.

این همان نقطه ای است که دوره «بازگشت به عشق در روابط» از آن آغاز میشود؛ سفری برای بازسازی مهمترین رابطه زندگی، یعنی رابطه تو با خودت، تا تمام رابطه های بیرونی ات نیز رنگ تازه ای از عشق، احترام و آگاهی بگیرند.

در دوره «بازگشت به عشق در روابط» چه چیزی در انتظار توست؟

این دوره برای آن ساخته نشده است که به تو یاد بدهد چگونه دیگران را تغییر بدهی.

هدف آن این نیست که راهی پیدا کنیم تا انسان های اطرافمان مطابق میل ما رفتار کنند.

زیرا من باور دارم هر زمان تمام توجه انسان صرف تغییر دیگران شود، از مهمترین مسئولیت زندگی خود فاصله میگیرد.

این دوره، دعوتی است برای بازگشت.

بازگشت به خودت.

بازگشت به رابطه ای که اگر اصلاح شود، آرام آرام تمام رابطه های دیگر نیز رنگ تازه ای به خود خواهند گرفت.

در طول این ۱۵ جلسه، درباره قوانینی صحبت میکنیم که اگر آنها را بشناسی و در زندگی خود به کار بگیری، نگاهت به روابط برای همیشه تغییر خواهد کرد.

با هم بررسی میکنیم که چرا انسان ها گاهی به جای عشق، وابستگی را تجربه میکنند.

چرا بعضی رابطه ها به جای اینکه محل آرامش باشند، به منبع اضطراب تبدیل میشوند.

چرا گاهی آنقدر خودمان را صرف یک رابطه میکنیم که دیگر چیزی از خودمان باقی نمیماند.

و مهمتر از همه، چگونه میتوان دوباره رابطه را به جایگاه واقعی خودش بازگرداند.

یکی از موضوعات مهم این دوره، شناخت دگرپردازی در روابط است.

بسیاری از ما، بدون آنکه متوجه باشیم، انسان مقابل را همان گونه که هست نمیبینیم.

او را از پشت باورها، خاطره ها، تجربه های گذشته و قضاوت های ذهن خود تماشا میکنیم.

گاهی حتی پیش از آنکه کسی را بشناسیم، درباره او تصمیم گرفته ایم.

برچسب زده ایم.

قضاوت کرده ایم.

و بعد انتظار داریم رابطه ای شفاف، صادقانه و سرشار از اعتماد شکل بگیرد.

در حالی که رابطه سالم، تنها زمانی متولد میشود که انسان ها بتوانند یکدیگر را بدون زندانی کردن در قضاوت های ذهنی ببینند.

در این مسیر، درباره وابستگی نیز با هم گفتگو میکنیم.

وابستگی، نشانه عشق نیست.

وابستگی یعنی اینکه آرامش من، ارزشمندی من و احساس خوب من، به حضور یا رفتار انسان دیگری گره بخورد.

در چنین شرایطی، انسان کم کم شروع به باج دادن میکند.

از خواسته های خود میگذرد.

برای اینکه رابطه را از دست ندهد، خودش را نادیده میگیرد.

گاهی سکوت میکند، در حالی که دلش پر از حرف است.

گاهی میبخشد، نه از روی عشق، بلکه از ترس تنها ماندن.

گاهی آنقدر خودش را خرج دیگران میکند که دیگر فرصتی برای ساختن زندگی خودش باقی نمیماند.

اما خداوند، انسان را برای چنین رابطه ای نیافریده است.

رابطه قرار است محل رشد باشد، نه اسارت.

قرار است انسان ها در کنار یکدیگر شکوفا شوند، نه اینکه یکی، دلیل خاموش شدن دیگری باشد.

در این دوره، بارها به مهمترین رابطه زندگی بازمیگردیم؛ رابطه تو با خودت.

زیرا انسانی که خودش را دوست دارد، نیازی ندارد محبت را گدایی کند.

انسانی که برای خودش احترام قائل است، عزت خود را معامله نمیکند.

انسانی که ارزش وجودش را میشناسد، برای نگه داشتن هیچ رابطه ای، خود واقعی اش را پنهان نمیکند.

و چنین انسانی، عشق را تجربه میکند؛ نه وابستگی را.

این دوره مناسب چه کسانی است؟

اگر احساس میکنی رابطه هایت بارها به نقطه ای مشابه رسیده اند…

اگر از تکرار دلخوری ها، سوءتفاهم ها و وابستگی های عاطفی خسته شده ای…

اگر میخواهی رابطه ای بسازی که سالها بعد نیز زنده، شاداب و سرشار از احترام باقی بماند…

اگر دوست داری قبل از تغییر دادن دیگران، خودت را عمیق تر بشناسی…

و اگر باور داری که خداوند جهان را بر پایه قوانین ثابت اداره میکند و روابط نیز از این قانون مستثنا نیستند…

این دوره میتواند همراه ارزشمندی برای تو باشد.

این ۱۵ جلسه، مجموعه ای از تکنیک های زودگذر نیست.

دعوتی است برای تغییر نگاه.

زیرا من ایمان دارم هر زمان نگاه انسان تغییر کند، انتخاب های او نیز تغییر میکنند.

وقتی انتخاب ها تغییر کنند، رفتارها تغییر میکنند.

و وقتی رفتارها بر پایه قانون شکل بگیرند، رابطه ها نیز آرام آرام دگرگون میشوند.

شاید امروز بهترین زمان باشد که به جای انتظار برای تغییر دیگران، ساختن رابطه ای تازه را از درون خود آغاز کنی.

دوره بازگشت به عشق در روابط  دعوتی است برای بازگشت به همان جایی که عشق واقعی از آن آغاز میشود؛ یعنی رابطه تو با خودت.

من با تمام وجود باور دارم هر انسانی که این رابطه را با آگاهی، احترام و عشق بسازد، نه تنها زندگی آرام تری را تجربه خواهد کرد، بلکه به الگویی برای ساختن رابطه های سالم، آزاد و رشددهنده در خانواده، دوستی، ازدواج و تمام ابعاد زندگی تبدیل خواهد شد.

شاید زیباترین هدیه ای که بتوانی به خودت و انسان های اطرافت بدهی، همین باشد؛ اینکه از امروز، رابطه را نه بر پایه ترس، وابستگی و انتظار، بلکه بر پایه آگاهی، آزادی، احترام و عشق بنا کنی.

 

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه ارسال کنند.

«دوره‌های پیشنهادی برای شما»

«دوره‌های پیشنهادی برای شما»