پول همه دردها را درمان نمی کند، قانونمندی درمان می کند بعد مالی

پول همه دردها را درمان نمی کند، قانونمندی درمان می کند

بسم الله الرحمن الرحیم
اگر قرار بود پول به تنهایی درمانگر تمام رنج های انسان باشد، ثروتمندترین آدم های زمین باید آرام ترین و سالم ترین انسان ها می بودند. اما خداوند هستی را این گونه طراحی نکرده است. جهان بر پایه قوانین پایدار بنا شده و هر نعمتی بدون درک و اجرای قانونش، به جای آرامش می تواند به رنج تبدیل شود. این  مطلب دعوتی است برای بازگشت به قانون، به فهم عمیق هستی و به مسیری که تغییر واقعی از آن آغاز می شود.

فایل صوتی پول همه دردها را درمان نمی کند، قانونمندی درمان می کند

 

یکی از بزرگ ترین خطاهای ذهن انسان این است که تصور می کند اگر پولدار شود، تمام مشکلات زندگی اش حل خواهد شد. بسیاری از انسان ها ناخودآگاه به این باور چنگ زده اند که ثروت، پایان رنج است. در حالی که این باور نه تنها نجات دهنده نیست، بلکه خود می تواند منبع رنج های تازه ای شود. پول، ابزار است نه درمان. پول، نتیجه است نه ریشه. وقتی انسان قانون را نفهمد، حتی اگر ثروت وارد زندگی اش شود، به جای آرامش، آشفتگی بیشتری تجربه خواهد کرد.

جهان هستی، جهان قانون است. هیچ بخشی از زندگی انسان از قانون مستثنی نیست. همان طور که بدن قانون دارد، رابطه قانون دارد، ذهن قانون دارد و معنویت نیز قانون دارد. خداوند جهان را بر اساس نظم مطلق آفریده است و هیچ چیزی در آن تصادفی نیست. تغییر پایدار فقط زمانی رخ می دهد که انسان از درون، قانونمند شود. نه با آرزو، نه با دعا بدون عمل، و نه با فرار از مسئولیت آگاهی.

اگر انسانی در بعد مالی دچار مشکل است، به این معنا نیست که پول کم دارد، بلکه به این معناست که قانون مالی را یا نمی داند، یا نمی فهمد، یا اجرا نمی کند. اگر کسی در روابط خود رنج می کشد، مشکل از دیگران نیست، بلکه قانون رابطه در درون او نقض شده است. اگر جسم بیمار است، قانون جسمانی نادیده گرفته شده و اگر دل ناآرام است، قانون معنویت رعایت نشده است.

قوانین هستی تنبیه گر نیستند، آگاه کننده اند. آن ها نه با قهر کار می کنند و نه با پاداش های تصادفی. قانون فقط نتیجه می دهد. وقتی انسان از قانون خارج می شود، نتیجه اش را می بیند و وقتی به قانون باز می گردد، بلافاصله مسیر زندگی تغییر می کند. از همان لحظه ای که انسان تصمیم می گیرد قانونمند زندگی کند، جریان هستی با او همسو می شود.

یکی از زیباترین ویژگی های قوانین پایدار هستی این است که منتظر کمال ما نمی مانند. حتی یک قدم کوچک به سمت قانون، اثر خود را نشان می دهد. هر ساعت که انسان قانونمندتر فکر می کند، قانونمندتر احساس می کند و قانونمندتر عمل می کند، شرایط بیرونی نیز شروع به تغییر می کند. این تغییر تدریجی اما واقعی است.

قانونمندی در چهارگانه و تاثیر آن بر زندگی انسان

قانون مالی، اولین جایی است که بسیاری از انسان ها دچار سوء برداشت می شوند. قانون مالی فقط درباره پول درآوردن نیست، بلکه درباره نسبت انسان با ارزش، دریافت، بخشش و جریان است. کسی که درونش احساس لیاقت دریافت ندارد، حتی اگر پول وارد زندگی اش شود، آن را از دست می دهد. کسی که با ترس خرج می کند، با ترس جذب می کند. قانون مالی می گوید جریان باید سالم باشد. دریافت بدون احساس گناه، خرج بدون ترس و بخشش بدون نمایش.

برای مثال فردی که باور دارد پول چرک کف دست است، هرگز نمی تواند با پول احساس آرامش کند. یا کسی که پول را عامل فساد می داند، ناخودآگاه از آن فرار می کند. تا زمانی که این باورها اصلاح نشوند، هیچ مقدار درآمدی درمانگر نخواهد بود. قانون مالی از درون آغاز می شود، نه از حساب بانکی.

قانون رابطه، دومین ستون زندگی انسان است. رابطه فقط با دیگران نیست، بلکه ابتدا با خود است. کسی که با خودش صادق نیست، نمی تواند رابطه سالم بسازد. کسی که مرز ندارد، همیشه رنج می کشد. قانون رابطه می گوید هر چیزی که می پذیری، ادامه پیدا می کند. اگر انسان یاد نگیرد مسئول احساس خود باشد، همیشه دیگران را مقصر می داند.

برای مثال کسی که در کودکی طرد شده، اگر قانون رابطه را نفهمد، در بزرگسالی جذب رابطه های طردکننده می شود. نه به این دلیل که بدشانس است، بلکه چون قانون ناآگاهانه در حال تکرار است. با آگاهی، این چرخه متوقف می شود.

قانون جسمانی، قانون احترام به بدن است. بدن زبان دارد و با علائم صحبت می کند. بیماری تصادفی نیست. بدن وقتی نادیده گرفته می شود، فریاد می زند. قانون جسمانی می گوید بدن ابزار تجربه روح در جهان مادی است. وقتی انسان خواب، تغذیه، حرکت و آرامش را نادیده می گیرد، بدن پاسخ می دهد.

برای مثال کسی که سال ها خشم خود را فرو خورده، ممکن است دچار دردهای مزمن شود. نه به خاطر بدن، بلکه به خاطر قانون نادیده گرفته شده احساس. وقتی احساس دیده می شود، بدن نیز آرام می گیرد.

قانون معنویت، قانون اتصال است. اتصال به منبع آگاهی، به خداوند زنده و حاضر. معنویت فرار از زندگی نیست، بلکه عمیق ترین حضور در زندگی است. کسی که معنویت را از زمین جدا می کند، دچار دوگانگی می شود. قانون معنویت می گوید هر کاری که با حضور و نیت پاک انجام شود، عبادت است.

برای مثال کسی که کار می کند اما از کارش بیزار است، اتصال ندارد. اما کسی که با نیت خدمت کار می کند، حتی اگر ساده باشد، در مسیر معنویت است. معنویت یعنی هماهنگی دل، عمل و آگاهی.

چرا پول بدون قانون رنج را بیشتر می کند

وقتی پول وارد ذهن ناآگاه آلوده به ترس می شود، ترس بزرگ تر می شود. وقتی ثروت وارد انسانی می شود که قانون رابطه را نمی داند، تنهایی اش بیشتر می شود. وقتی پول وارد کسی می شود که قانون معنویت را نفهمیده، پوچی عمیق تری تجربه می کند. به همین دلیل است که بسیاری از ثروتمندان دچار افسردگی، بیماری و فروپاشی روابط هستند.

پول فقط شدت دهنده است. اگر آگاهی باشد، آگاهی را زیاد می کند و اگر ناآگاهی باشد، ناآگاهی را بزرگ می کند. به همین دلیل است که خداوند ابتدا قانون را آموزش می دهد و سپس نعمت را جاری می کند. وقتی انسان برعکس عمل می کند، دچار درد می شود.

خبر خوب این است که بازگشت همیشه ممکن است. هیچ انسانی از قانون محروم نیست. از همان لحظه ای که تصمیم می گیری قانونمند زندگی کنی، هستی پاسخ می دهد. حتی اگر هنوز پول نیامده باشد، آرامش می آید. حتی اگر شرایط کامل نشده باشد، امید می آید. این نشانه هماهنگی است.

زندگی قانونمند، زندگی خشک و محدود نیست. برعکس، آزادترین نوع زندگی است. چون انسان دیگر قربانی شرایط نیست، بلکه همکار هستی می شود. وقتی قانون را بفهمی، دیگر به دنبال معجزه بیرونی نیستی، چون خودت به جریان معجزه تبدیل می شوی.

جمع بندی آگاهانه

اگر می خواهی زندگی ات تغییر کند، دنبال پولدار شدن به عنوان نجات دهنده نباش. دنبال قانونمند شدن باش. پول، رابطه، سلامت و آرامش، همه نتیجه اند. ریشه در آگاهی دارند. هر روز فقط کمی قانونمندتر از دیروز باش. همین کافی است تا مسیر زندگی ات تغییر کند.

 

نظر بدهید

برای ثبت نظر وارد سایت شوید