فقر و قانون ثروت؛ آیا بداقبالی حقیقت دارد؟ بعد مالی

فقر و قانون ثروت؛ آیا بداقبالی حقیقت دارد؟

در قوانین بدون تغییر هستی، فقر نتیجه‌ی بداقبالی نیست؛ نتیجه‌ی ناهماهنگی ارتعاشی است. در این پست قانون ثروت، لیاقت، آرامش و مسیر رهایی از فقر را می‌آموزیم. جایی که بداقبالی و شانس هیچ نقشی ندارند و تنها ارتعاش درونی انسان تعیین‌کننده‌ی تجربه‌ی مالی اوست. خواهیم دید که چگونه باورها، احساس لیاقت و نگرش ذهنی می‌توانند جریان فراوانی را فعال یا مسدود کنند و چرا هماهنگی با قوانین هستی، مسیر واقعی رهایی از کمبود و ورود به وفور پایدار است.

فایل صوتی فقر و قانون ثروت؛ آیا بداقبالی حقیقت دارد؟

فقر؛ آیا واقعاً بداقبالی است؟ یا نتیجه‌ی دوری از قانون ثروت؟

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که مهربان‌تر، دقیق‌تر و منصف‌تر از آن چیزی است که ذهن انسان می‌تواند تصور کند. جهانی که در ساختارش هیچ ظلم، بی‌عدالتی، تصادف یا بدبیاری وجود ندارد. جهانی که از اولین ذره‌اش تا بزرگ‌ترین کهکشانش، تابع «قوانین بدون تغییر و تبدیل هستی» است.
قوانینی که اگر انسان با آن‌ها هماهنگ شود، نتیجه‌اش فقط و فقط یک چیز است:

وفور، رهایی، سعادتمندی، رشد و کمال در چهارگانه‌ی مالی، ارتباطی، جسمانی و معنوی.

اما سؤال:
اگر این قوانین چنین قدرتمند، دقیق و تضمین‌شده‌اند، پس چرا فقر وجود دارد؟
چرا بعضی انسان‌ها سال‌ها در کمبود، سختی، بی‌پولی و درماندگی می‌مانند؟
آیا واقعاً این‌ها بی‌اقبال‌اند؟
آیا «شانس» تعیین‌کننده‌ی زندگی است؟
آیا انسان فقیر، قربانی شرایط است؟

نه فقر نتیجهٔ بداقبالی است، نه ثروت نتیجهٔ خوش‌شانسی.
هر دو نتیجهٔ هماهنگی یا ناهماهنگی ارتعاشی با قانون ثروت‌اند.

بیایید این موضوع را با هم و از نگاه حقیقت هستی باز کنیم…

۱. هستی بی‌قانون نیست؛ تو تنها نتیجهٔ ارتعاشت را می‌بینی

در هستی همه‌چیز بر اساس «قانون ارتعاش» و «قانون هماهنگی» رخ می‌دهد.
این جهان براساس شانس، تصادف یا بخت‌و‌اقبال کار نمی‌کند.
این جهان براساس ارتعاش تو کار می‌کند.

این یعنی:

اگر ارتعاشت از جنس فراوانی باشد، فراوانی را جذب می‌کنی.
اگر ارتعاشت از جنس کمبود باشد، کمبود را تجربه می‌کنی.
اگر در درون احساس امنیت مالی داشته باشی، بیرونت حمایت می‌شود.
اگر در درون حس بی‌ارزشی، ترس مالی یا ناچیزی داشته باشی، جهان بیرون همان را مثل آینه بازتاب می‌دهد.

پس فقر هرگز نتیجهٔ «شروع اشتباه»، «محلهٔ فقیر»، «پدر و مادر کم‌درآمد»، «بدشانسی»، «تولد اشتباه» و «نابسامانی دنیا» نیست.

فقر فقط نتیجهٔ یک چیز است:
ارتعاش ناهماهنگ با قانون ثروت.
و تا زمانی که این ارتعاش تغییر نکند، حتی اگر پول زیاد موقت وارد زندگی شود، دوباره از دست می‌رود.

پول از انسانِ ناهماهنگ فرار می‌کند، نه از انسان فقیر.

۲. قانون ثروت؛ قانونی مطلق، دقیق و بی‌رحم‌مهربان

قانون ثروت نه احساساتی است، نه بر اساس دلسوزی کار می‌کند، نه تحت‌تأثیر دعا و التماس قرار می‌گیرد.
قانون ثروت مثل قانون جاذبه است.
چیزی را جذب می‌کنی که هسته ی درونت با آن هماهنگ است.

وقتی تو:

ارزش خودت را می‌دانی
باور داری لایق ثروتی
از پول نمی‌ترسی
نسبت به پول احساس امنیت داری
می‌دانی که جهان پُر از فراوانی است
می‌دانی که تو بخشی از این فراوانی هستی
حسرت، مقایسه، رقابت یا ترس نداری
شادی و آرامش تو وابسته به پول نیست

در این حالت، ثروت در زندگی‌ات الزامی و قطعی می‌شود.
نه شاید، نه اگر، نه ممکن است…
قطعی.

چون:

قانون ثروت با ارتعاش تو کار دارد، نه با گذشته‌ات.

۳. چرا فقرا فقیر می‌مانند؟ (حقیقت تلخ اما آزادکننده).

فقرا فقیر نمی‌مانند چون:

بدشانس‌اند
تقدیرشان این بوده
خدا نخواسته
دنیا بی‌عدالت است
جامعه خراب است
دولت مشکل دارد

نه.
این‌ها فقط دلایل ذهنی‌اند برای فرار از دیدن حقیقت.

فقرا فقیر می‌مانند چون:

۱. ارتعاش کمبود دارند

کمبود، کمبود می‌سازد.
ذهنی که می‌گوید:
«پول کم است»،
«پول سخت می‌آید»،
«نمی‌شود پولدار شد»،
«من نمی‌توانم»،
این ارتعاش را به هستی می ‌فرستد و جهان بیرون مطابق آن عمل می‌کند.

۲. پول را تهدید می‌بینند

بسیاری از مردم از پول می‌ترسند.
می‌ترسند اگر پولدار شوند:

تنها ‌شوند
قضاوت ‌شوند
مسئولیت به گردنشان بیفتد.
خراب ‌کنند
از دست بدهند
حسادت ببینند
امنیتشان کم ‌شود

این ترس‌ها ناخودآگاه پول را پس می‌زنند.

۳. خود را لایق نمی‌دانند

کسی که در درون خود را بی‌ارزش می‌بیند، نمی‌تواند ثروت پایدار را تجربه کند.
ثروت فقط روی زمین لیاقت رشد می‌کند.

۴. با جهان در جنگ‌اند

انسان‌هایی که فکر می‌کنند جهان سخت است، محدودیت زیاد است و فرصت کم این افراد ارتعاششان با فراوانی ناهماهنگ است.

۵. احساس رنج را بیشتر از احساس آزادی می‌شناسند

وقتی ذهن عادت به رنج دارد، فراوانی و مسیرهای آسان پول سازی  برایش غریبه است.

۶. از مسیر طبیعی دریافت جدا شده‌اند

قانون ثروت جریان دارد.
ذهن بسته، این جریان را قطع می‌کند.

۴. ثروت نتیجهٔ هماهنگی است، نه تلاش سنگین

«هستی به تلاش زیاد پاداش نمی‌دهد، به هماهنگی پاداش می‌دهد.»

این جمله حقیقت ناب دارد.
ماجرا این نیست که تلاش نکنی؛
ماجرا این است که تلاش از «ارتعاش اشتباه» نتیجه ندارد.

کسی که ارتعاش کمبود دارد، با هزار ساعت کار کردن هم به ثروت نمی‌رسد.
چون ارتعاش او ثروت را دور می‌کند.

درحالی‌که انسانی که ارتعاش فراوانی دارد، حتی اگر گام‌های کوچک بردارد، جهان درهای بزرگ را برایش باز می‌کند.

۵. آیا می‌توان از فقر خارج شد؟ پاسخ قطعی، بله.

اما نه از راه بیرونی.
نه از راه کار اضافی.
نه از راه سختی و فشار.
نه از راه جنگیدن با دنیا.
نه از راه ایثار بیش از حد.
نه از راه تغییر شغل بدون تغییر ارتعاش.

از یک مسیر:

تغییر ارتعاش.

وقتی جهان درونی تغییر کند، جهان بیرونی خود را مجبور می‌بیند که تغییر کند.
این قانون است.
ثابت است.
بدون استثنا است.

انسانی که فقیر است، فقط کافی است:

● از کمبود دست بکشد
● از ترس فاصله بگیرد
● احساس لیاقت را درون بیدار کند
● بدبختی را طبیعی نداند
● از جهان توقع خیر داشته باشد
● با پول رابطهٔ عاشقانه بسازد
● ارزش شخصی خود را بشناسد
● آرامش ذهنی را تمرین کند
● اجازه دهد جهان به او بدهد

و آنگاه جهان به سرعتی فراتر از تصور او تغییر خواهد کرد.

این روند، معجزه نیست؛
قانون است.

۶. قانون ثروت چگونه ثروتمندان را ثروتمندتر می‌کند؟

چون آن‌ها با ارتعاش فراوانی زندگی می‌کنند.

ثروتمندان واقعی (نه ظاهری):

● پول را سخت نمی‌بینند
● از پول نمی‌ترسند
● جهان را محدود نمی‌بینند
● خود را لایق می‌دانند
● از دریافت لذت می‌برند
● جهان را خانهٔ خود می‌دانند
● با زندگی در صلح‌اند
● با خود در جنگ نیستند

به همین دلیل «جریان ثروت» در آن‌ها باز است.
هستی نمی‌تواند به آن‌ها ندهد.
مثل این است که آهن به آهن‌ربا نزدیک شود؛
قانون است.
اتفاق نیست.

۷. چه رفتارهایی ارتعاش ثروت را فعال می‌کند؟

الف) احساس لیاقت را تمرین کن. روزانه چند دقیقه به خودت یادآوری کن:
«من لایق بهترین‌ها هستم.»

ب) پول را موجودی امن و دوست‌داشتنی ببین
نه تهدید.
نه دشمن.
نه موجودی خطرناک.

ج) قدردانی از هر نعمت کوچک
قدردانی سریع‌ترین راه هماهنگی با قانون ثروت است.

د) آرامش ذهنی
ذهن آرام، دریچهٔ باز دریافت است.

ه) رها کردن کنترل و فشار
جریان، زمانی وارد می‌شود که تو برای دریافت جا باز کرده باشی.

و) عشق به زندگی
عشق بالاترین ارتعاش هماهنگ‌کننده با ثروت است.

۸. نتیجهٔ نهایی؛ فقر تقدیر نیست، انتخاب ناهشیار است

فقر نه سرنوشت است، نه بداقبالی، نه ظلم هستی.
فقر تنها نتیجهٔ ناهماهنگی با قانون ثروت است.
و ثروت تنها نتیجهٔ هماهنگی.

این جهان آن‌قدر دقیق است که حتی یک ذرّه هم اشتباه نمی‌کند.
اگر ارتعاش تو فراوانی باشد، جهان نمی‌تواند به تو کمبود بدهد.
اگر ارتعاش تو کمبود باشد، جهان نمی‌تواند به تو فراوانی بدهد.

و این یعنی:

● تو خالق ثروت خودت هستی
● تو خالق محدودیت یا گشایش مالی هستی
● تو خالق تجربهٔ مالی‌ات هستی

و تا وقتی این حقیقت را بفهمی و بپذیری،
در مسیر آزادی مالی، سعادتمندی و شکوفایی قدم گذاشته‌ای.

این جهان خانهٔ مهربان توست.
و تو برای فقر آفریده نشده‌ای.
تو برای فراوانی بی‌پایان خلق شده‌ای.

نظر بدهید

برای ثبت نظر وارد سایت شوید