عمل کردن بدون نگاه ذهنی به شرایط، راز تغییر چهارگانه زندگی پرسش و پاسخ

عمل کردن بدون نگاه ذهنی به شرایط، راز تغییر چهارگانه زندگی

بسم الله الرحمن الرحیم

این مقاله  برای انسانهایی نوشته شده که خسته شده اند از تحلیل، مقایسه، سنجش و قضاوت شرایط فعلی خود. برای کسانی ست  که میخواهند یاد بگیرند چگونه بدون توجه به ظاهر اوضاع، تنها با تبعیت آگاهانه از قوانین پایدار هستی، مسیر زندگی خود را در هر چهار گانه  مالی، ارتباطی، جسمی و معنوی متحول کنند. این متن دعوتی است به ایمان عملی، نه ایمان ذهنی. دعوتی به شروع کردن، نه منتظر ماندن.

 

فایل صوتی عمل کردن بدون نگاه ذهنی به شرایط، راز تغییر چهارگانه زندگی

قانون پایدار هستی چرا از تو میخواهد بدون نگاه ذهن عمل کنی

اگر قرار بود تغییر زندگی از تحلیل ذهنی شرایط فعلی آغاز شود، امروز جهان پر از انسانهای آرام، ثروتمند، سالم و رضایتمند بود. اما واقعیت این است که بیشتر انسانها دقیقا به این دلیل در وضعیتهای تکراری و فرساینده گیر کرده اند که نقطه شروع عملشان را وابسته به آنچه میبینند، آنچه دارند و آنچه تجربه کرده اند کرده اند.

قانون پایدار هستی صریح، ساده و بدون استثناء عمل میکند. این قانون میگوید تو قرار نیست اول شرایطت تغییر کند تا بعد درست عمل کنی، بلکه قرار است اول درست عمل کنی تا شرایطت ناگزیر تغییر کند. اینجا نقطه ای است که ذهن انسان مقاومت میکند. ذهن میگوید وقتی پول ندارم چطور آرام باشم؟ وقتی بدنم درد دارد چطور اعتماد کنم؟ وقتی رابطه ام خراب است چطور مهربان بمانم؟

اما هستی به این پرسشها پاسخ نمیدهد، چون هستی با سوال ذهنی کار نمیکند. هستی فقط به فرکانس عمل پاسخ میدهد. فرکانسی که از تبعیت یا عدم تبعیت تو از قانون پایدار شکل میگیرد.

قانون میگوید اگر تو حتی در تاریک ترین شرایط، رفتارت را بر اساس آگاهی تنظیم کنی نه بر اساس ترس، جهان ناچار میشود با تو هم راستا شود. این اجبار نیست، این هماهنگی طبیعی است. مثل وقتی که تو دستت را در آتش میبری و قانون سوختن فعال میشود، بدون قضاوت، بدون استثناء.

ذهن انسان اما عادت کرده قبل از هر کاری بپرسد نتیجه اش چیست. این سوال در ظاهر منطقی است اما در باطن، اعلان بی اعتمادی به هستی است. وقتی تو میخواهی نتیجه را قبل از عمل ببینی، یعنی هنوز به قانون ایمان نداری، بلکه دنبال تضمین هستی.

هستی تضمین نمیدهد، اما نظم دارد. نظم هستی از تو میخواهد اول هماهنگ شوی، بعد نتیجه را ببینی. اینجاست که عمل بدون نگاه ذهنی معنا پیدا میکند.

مثال ساده اما عمیقش این است: انسانی که سالها در فقر بوده، ذهنش پر از شواهد شکست است. اگر این انسان منتظر بماند تا نشانه های ثروت را ببیند و بعد درست خرج کند، درست تصمیم بگیرد و درست ارزش گذاری کند، هرگز از آن چرخه خارج نمیشود. اما اگر همین انسان بدون دیدن نتیجه، شروع کند به احترام گذاشتن به پول، خرج آگاهانه، تصمیمهای مسئولانه، هستی ناچار میشود شرایطی خلق کند که با این رفتار هم راستا باشد.

قانون پایدار هستی میگوید تو آینه نیستی که فقط آنچه هست را منعکس کنی، تو فرستنده ای که آنچه هست را تغییر میدهی. اما فقط در صورتی که از موضع آگاهی عمل کنی نه از موضع واکنش.

چگونه با عمل بدون انتظار نتیجه، چهار گانه ات  در زندگی تغییر میکند

وقتی انسان تصمیم میگیرد بدون نگاه ذهنی به شرایط فعلی، از قانون پایدار هستی تبعیت کند، تغییر معمولا ابتدا در درون اتفاق می افتد. آرامشی بدون دلیل منطقی. سبکی بدون توضیح. این همان لحظه ای است که بسیاری میترسند و عقب میکشند، چون ذهنشان عادت کرده فقط در آشوب احساس امنیت کند.

اما اگر ادامه دهد، اگر به جای چک کردن نتیجه، بر کیفیت عمل تمرکز کند، کم کم تغییرات بیرونی نیز آغاز میشود. نه لزوما به شکل معجزه ای فوری، بلکه به صورت باز شدن مسیرها، تغییر انتخابها، تغییر آدمها و تغییر فرصتهایی که قبلا دیده نمیشد.

در بعد مالی، انسانی که بدون نگاه نتیجه گرای ذهن، اصول درست را رعایت میکند، ناگهان میبیند پیشنهادهایی دریافت میکند که قبلا وجود نداشت. ایده هایی به ذهنش میرسد که قبلا خاموش بود. نه چون شانس آورده، بلکه چون فرکانسش تغییر کرده و بر اساس قانون در حال هماهنگ شدن با ارتعاش  پول و ثروت است.

دربعد  ارتباطی، انسانی که تصمیم میگیرد بدون توجه به رفتار دیگران، خودش را در مدار احترام، صداقت و مرز سالم نگه دارد، کم کم میبیند روابط ناسالم  حذف میشوند و روابط هم راستا شکل میگیرند. این حذف شدنها دردناک است اما ضروری و موثر برارتباطات  بعد از این .

در بعد  جسمی، کسی که بدون نگاه وسواسی به علائم بدن، شروع میکند به رفتار محترمانه با بدنش، تغذیه آگاهانه، استراحت درست و توجه به احساسات و عدم توجه به بیماری و اخبار مرتبط با امراض  بدن کم کم پاسخ میدهد. نه به زور، بلکه به اعتمادی که نسبت به پاسخ دهی صددرصدی  قانون ثابت هستی وجود دارد.

در بخش معنوی نیز بزرگترین تحول رخ میدهد. انسان میفهمد که ایمان یعنی عمل کردن بدون دیدن نتیجه، نه باور ذهنی بدون حرکت. اینجا دعا شکل دیگری میگیرد. دعا دیگر خواهش نیست، هماهنگی است.

بیشتر انسانها فکر میکنند مشکلشان کمبود آگاهی است ومعمولا بیشتر انرژی خود را مصروف جمع آوری اطلاعات و آگاهی میکنند. اما حقیقت این است که مشکل اصلی، نبود شجاعت برای عمل بدون تضمین است. ذهن تضمین میخواهد، هستی اعتماد.

اگر این مقاله  قرار است فقط یک پیام داشته باشد، آن پیام این است: تو لازم نیست بدانی چگونه، لازم است بدانی چه قانونی را اجرا میکنی. وقتی قانون درست اجرا شود، چگونه خودش را در هماهنگ ترین پاسخ  به تو نشان میدهد  جای هیچ گونه شک و تردیدی وجود ندارد خیالت آسوده .

انسانی که امروز شروع میکند بدون نگاه نتیجه گرای ذهن، در مسیر قانون پایدار هستی حرکت میکند، شاید دقیقا همین  فردا تغییری نبیند هر چند که از همان نخستین لحظات چرخش نگاه به سمت زیبائی ها و نکات مثبت احساسش تغییر میکند ، و با  ادامه دادن همین مسیر، یک روز برمیگردد و میبیند هیچ کدام از ابعاد زندگی اش شبیه قبل نیست.

 

هستی با تو دشمنی ندارد، فقط منتظر است ببیند تو به کدام قانون وفاداری.

پایان این مطلب ، آغاز ایمان وعمل توست.

 

نظر بدهید

برای ثبت نظر وارد سایت شوید