احساسات انسان و نقش آن در ساخت چهارگانه زندگی پرسش و پاسخ

احساسات انسان و نقش آن در ساخت چهارگانه زندگی

بسم الله الرحمن الرحیم

بیا صادقانه به احساسات روزمره مان نگاه کنیم اجازه بده این مطلب را نه مثل یک متن آموزشی، بلکه مثل یک گفتگوی آرام بین من و تو بخوانی. انگار کنار هم نشسته ایم و من دارم از چیزی حرف می زنم که هر دویمان هر روز، بارها و بارها با آن سروکار داریم؛ احساس.
همین حالا اگر مکث کنی و به امروزت نگاه بیندازی، می بینی بخش زیادی از انتخاب ها، واکنش ها و حتی حرف هایی که زده ای، از دل احساست بیرون آمده. از همان لحظه ای که صبح از خواب بیدار شدی و حال و حوصله نداشتی، تا زمانی که پیامی را دیدی و دلت گرفت، یا خبری را شنیدی و مضطرب شدی، یا حتی وقتی لبخند زدی چون چیزی مطابق میلت پیش رفت.
ما انسانها بیش از آنکه موجوداتی منطقی باشیم، موجوداتی احساسی هستیم. اما مسئله اینجاست که کمتر کسی به ما یاد داده احساساتمان را جدی بگیریم. بیشتر یاد گرفته ایم یا احساس منفی را سرکوب کنیم، یا نادیده بگیریم، یا به خودمان بگوییم چیز مهمی نیست و می گذرد.در حالی که در جهانی زندگی می کنیم که قانونمند است و قوانینش بدون تغییر اجرا می شوند. یکی از مهمترین این قوانین این است که کائنات زبان احساس را می فهمد. نه زبان حرف، نه زبان نیت پنهان؛ بلکه زبان احساسی که در ما مداومت دارد بیا این را یک اصل بدون تغییر بدانیم.

فایل صوتی احساسات انسان و نقش آن در ساخت چهارگانه زندگی

 

احساسات روزمره چگونه آرام آرام زندگی ما را می سازند یا خراب می کنند ?بیا با مثال های خیلی ساده جلو برویم. مثال هایی که مطمئنم برای تو هم آشناست.
فرض کن صبح از خواب بیدار می شوی و اولین فکری که به ذهنت می آید این است که باز هم یک روز سخت دیگر. همین فکر، یک احساس خفیف سنگینی می آورد. شاید خیلی جدی اش نگیری، اما این احساس با تو می آید. در ترافیک، در محل کار، در برخورد با آدمها.
یا مثلا وقتی قیمت ها را می بینی و ناخودآگاه دلت می ریزد و می گویی با این اوضاع چطور می شود زندگی کرد. این فقط یک جمله نیست؛ یک احساس کمبود است که به جهان ارسال می شود.
یا وقتی بدنت خسته است، اما به جای گوش دادن به آن، خودت را مجبور می کنی ادامه بدهی و احساس خستگی را نادیده می گیری. اینجا هم یک احساس نادیده گرفته شده در حال جمع شدن است.
قانون هستی می گوید هر احساسی که دیده نشود، متوقف نمی شود؛ رشد می کند. احساسی که امروز کوچک است، اگر تکرار شود، فردا تبدیل به حال عمومی زندگی می شود.

احساس منفی کوچک، چگونه به رفتار پرخطر تبدیل می شود

بسیاری از آدمها فکر می کنند تا زمانی که احساسشان خیلی شدید نشده، خطری ندارد. اما تجربه زندگی چیز دیگری می گوید.
مثلا احساس نارضایتی کوچک از وضعیت مالی، اگر دیده نشود، کم کم تبدیل می شود به مقایسه با دیگران. بعد به حس بی عدالتی. بعد به خشم پنهان. و این خشم پنهان، خودش را در رفتار نشان می دهد؛ تصمیم های عجولانه، خرج کردن های اشتباه، یا حتی قهر کردن با پول.
یا در روابط، یک دلخوری کوچک که گفته نمی شود و دیده نمی شود، کم کم تبدیل می شود به فاصله، سردی، و بعد انفجار.
اینجاست که می گویم احساس منفی را نباید کوچک شمرد. نه برای اینکه بترسیم، بلکه برای اینکه آگاه باشیم.

چهارگانه زندگی و مثال های ملموس روزانه

بعد مالی : اگر هر بار که صحبت پول می شود، در دلت یک انقباض حس می کنی، اگر مدام نگران آینده مالی هستی، اگر از دیدن موفقیت مالی دیگران حالت بد می شود، اینها احساسات ساده نیستند. اینها پیام هایی هستند که داری به هستی می فرستی بعد هستی دقیقا با همین جنس پیام، شرایطی را جلوی پایت می گذارد که با آن احساس همخوان است.
بعد ارتباطی : وقتی از تنها شدن می ترسی، ممکن است وارد رابطه ای شوی که ارزش تو را پایین می آورد. وقتی از طرد شدن می ترسی، ممکن است خودت را سانسور کنی. اینها همه از احساس می آید.
بعد جسمانی : بدن وقتی خسته است، وقتی درد می گیرد، وقتی بی حال می شود، دارد حرف می زند. نادیده گرفتن این پیام ها یعنی بی توجهی به زبان هستی.
بعد معنوی : اگر فکر می کنی به اندازه کافی خوب نیستی که با خدا حرف بزنی، اگر احساس فاصله داری، این هم یک احساس است. احساسی که اگر اصلاح نشود، ارتباط معنوی را کم رنگ می کند.

احساس آگاهانه یعنی چه؟

احساس آگاهانه یعنی وقتی حالت بد است، به خودت نگویی نباید این حس را داشته باشم. یعنی احساس را ببینی، اسمش را بدانی و اجازه بدهی بدون قضاوت عبور کند.
من بارها دیده ام وقتی آدمها فقط احساسشان را می بینند، بدون جنگیدن، بدون داستان، خود به خود تغییر شروع می شود.

جمع بندی: احساس را دشمن ندان، راهنما بدان

اگر بخواهم همه این نوشته را در یک جمله خلاصه کنم، این است:
احساسات ما مسیر زندگی ما را می سازند، چه بخواهیم چه نخواهیم.
پس بهتر است به جای جنگیدن با احساسات یا نادیده گرفتنشان، یاد بگیریم آنها را بفهمیم. با مهربانی، با آگاهی و با توکل واقعی.
این جهان دقیق است. وقتی زبانش را بفهمیم، زندگی هم نرم تر با ما حرف می زند.احساس را سرمایه خود بدان و بر حفاظت از حال خوب کوشا باش.

نظر بدهید

برای ثبت نظر وارد سایت شوید